2777
2789
باباش چه جون سگی داره نمیمیره 😂😂 انقد ازش بدم میاد که نگو...ارش خودش جیگره از سر کیمیا هم که زیادی ...

همون باباش عوضی بود این بدبخت از دست کارای باباش عاصی شده بود اگر باباشو دوست داشت که باهاش همون اول می رفت خارج 

همون باباش عوضی بود این بدبخت از دست کارای باباش عاصی شده بود اگر باباشو دوست داشت که باهاش همون اول ...

اره طفلی ارش بی تقصیره فقط بدشانسه ی همچین بابایی داره.... 

پرشیا سفید سوار من تا ابد قلبم برای تو❤

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

نه نبودتا مدت ها ک عکس نامزد قبلیش رو ارش هی نگاه میکردبرا چزوندن باباش کیمیا رو گرفت

من میگم اگر عاشقش نبود همون باری ک کیمیا رفته بود خرمشهر این دیگه سراغ این زندگی رو نمیگرفت

خارج میموند و نمیومد

من میگم اگر عاشقش نبود همون باری ک کیمیا رفته بود خرمشهر این دیگه سراغ این زندگی رو نمیگرفتخارج میمو ...

دقیقا ممکنه اولش با عشق کیمیا رو نگرفته باشه ولی بعدش واقعا میخواست زندگیش با کیمیا رو حفظ کنه تلاش کرد کیمیا برگرده آزاده رو با جون و دل پذیرفت و براش شناسنامه گرفت و دیگه همه چی خوب شده بود تا اینکه قضیه مشفق لو رفت 

اختلاف کیمیا و آرش فقط مربوط به اوایل ازدواج و قضیه رویا بود بعدش همه چی خوب شده بود اگه کیمیا انصاف داشت طلاق نمی‌گرفت

دقیقا ممکنه اولش با عشق کیمیا رو نگرفته باشه ولی بعدش واقعا میخواست زندگیش با کیمیا رو حفظ کنه تلاش ...

من مشکل آرش فقط پدرش بود خب خودشم همچین آدم بی شیله پیله ای نبودهنوزم کارایی می‌کرد که به هر حال درست یا غلط با عقاید کیمیا جور نبود.

من میگم اگر عاشقش نبود همون باری ک کیمیا رفته بود خرمشهر این دیگه سراغ این زندگی رو نمیگرفتخارج میمو ...

اگر عاشق کیمیا بود چرا نرفت خرمشهر دنبالش برگردونتش اصلا چرا نرفت اون جاخودش حقیقت را درباره حرفهای فرزانه بهش بگه چون براش مهم نبود همه چی را میخواست با قلدر بازی بدست بیاره والا چطور برای خاطر کار پدرش تا خرمشهر رفت اما به خاطر خود کیمیا نرفت تازه شب موقع خو ابم که داشت عکس خودش با رویا را می دید.

از بس کیمیا دیونه اشی کم وفا دار نبوداین رفت زندان همه مال و اموالشو دولت گرفت بجای اینکه بمونه گفت ...

توقع داشتید چیکار نکنه دوست داشتید نثل فرزانه م خرف دلدادگان که بعد اینکه گندکاری شوهرش ولو دادم عشق سابقش را توسط شوهرش فهمید بگه اگر تو این کار را گرده باشی بازم هیچی ازعشق بهت کم نمیشه ووقتی میفهمی که مواد فروش بوده وبه دردسر انداختت برات مهم نباشه وبشینه باهاش بگو بخند کنه بعد ا ن وقت مالک بدبخت را که نه به خاطر خلافکار بودن کخ به دلیل کمک به مردم گرفتنش را نمیبخشه ومیگفت دوستم نداشت ومن را بدبخت کرد کار مالک را بدبختی خودش می دونست اما نادر را نه فقط چون پولدار بود ولی کیمیا نمیتونست فقط به خاطر پول آرش چشم ش را روی کارای آرش ببنده هرچند کیمیا هم با اینکه اول فهمید که آرش د مورد همکاری پیمان با زن شهرام دروغ گفته اهمیتی نداد وبرگشت سرزندگی ولی اونم به خاطر آزاده بود.به خاطر اینکه می خواست زندگیش را بسازه وفکر می‌کرد شاید بتونه آرش را عوص کنه ولی دید که نمیشه.

اگر عاشق کیمیا بود چرا نرفت خرمشهر دنبالش برگردونتش اصلا چرا نرفت اون جاخودش حقیقت را درباره حرفهای ...

خب زنش کشته شده بود بی گناه

این دلش هرچی نباشه برا اون میسوخت دیگه این کم چیزی نبود


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز