اصلا خانواده شوهرم خیلی خوبن ..مشکل من خانواده خودمه کاری کردن همسرم وقتی میریم اونجا. ساکت بشینه فقط ..هیجا هم دوست نداشته باهاشون بره.دو هفته یه بار میاد خونه مامانم اینا من تن تن میرم طفلک هر روز میگه امروز بیام خونه مامانت اینا من میگم نه چون بارها مادرم با زبون بی زبونی گفته نیاید هر وقت هم دور هم جمعا به ما زنگ نمیزنن .اما تا گوسی میاد دستش زنگ میزنه به خواهر برادرام