2789

منم نشستم پای کاراهای عقب افتاده سرکارم  

قبلا ،تمام لحظات خوشم با همسرم و پسرم رو استوری میزاشتم،بعد همش ناخودآگاه یهویی بحثمون میشد.یه شب شوهرم گفت چشممون کردن،دیگه استوری و پروفایل نزاشتم،الان خیلی وقته خوش خرم داریم زندگی میکنیم.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خوب خدار وشکر خدا رحمت کرده😊

اره وگرنه ابرومون میرفت

چشم چشم دو ابرو،چشمای گریان بی سو،کمرم بند شکسته آن کمند گیسو،وقت باران همه ی پنجره ها میرقصند،باز کن این پنجره را باز هوا میخواهم
چرا عزیزم خونسرد باش 

خخخ هستم ولی لامصب عکب هیکلی داشتا شاید بخاطر همین هیکل قبول کردم😂😂

چشم چشم دو ابرو،چشمای گریان بی سو،کمرم بند شکسته آن کمند گیسو،وقت باران همه ی پنجره ها میرقصند،باز کن این پنجره را باز هوا میخواهم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز