هعی... بله مادر شوهر من البته که الان رحمت خدا رفته و منم حلالش کردم، ولی یه بلاهایی سر من اورد که بشینی زار زار گریه کنی. من و با یه بچه تو شکمم از خونه پرت میکرد بیرون خب اون موقع تو خونه مادرشوهرم اینا زندگی میکردیم. شوهرمم عقلش خام بود و طرف مادر و خواهراشو میگرفت یه بار حلقه دخترش گم شد به من گفت دزد خونمون تویی و کلی کلفت بارم کرد حتی بهم تهمت خراب بودن میزد.... خلاصش تازه کردم خیلی زجر کشیدم واقعا