بوه ها من دوتا سوتی بد دادم که دومیش خیلی بدتره
اولی:زن داییم فوت شد.من همون موقع عمل کرده بودم و توی خونه بودم،به دخترش پیام دادم که ایشالا عن آخرتون باشه😁(کیبورد گوشیم عن رو با غم عوض کرده بود و من نفهمیده بودم)🤣🙄بعد ۲ ماه فهمیدم.اونم بنده خدا هیچی نگفت.
سوتی دومی:همین الانم دارم مینویسم خجالت میکشم🤣🤣🤣🤣وقتی ۹ سالم بود عقد خواهر بزرگم بود.اون شب من خیلی خوشحال بودم.وقتی عاقد داشت خطبه رو میخوند من از خوشحالی بپر بپر میکردم یهویی توی اون سکوت یه باد خیلی خیلی صدا دار ازم در رفت 🤭🤣🤣😐😐💨💨💨💨
جمعیت که خونمون بودن ترکیدن🤭🤣منم از خحالت رفتم تو کمد رخت خوبا اینقدر گریه کردم خوابم برد.وقتی بیدار شدم عقد کنون تموم شده بود