چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم *مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم*طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری*غلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم
درک نمیکنم پس دنیای خیلی زشتی دارنقلب های سیاهی دارن....
من میگم قلب هم ندارن😔
چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم *مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم*طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری*غلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم
🥺مگه میشه تو یه حیوونم میگیری بهش وابسته میشی چجوری بعد چند سال اخه
روزی نبوده که با مرور خاطراتمون گریه نکنم
میگم یعنی اونم فکر میکنه
اگه فکر میکرد سراغمو میگرفت نه این همه مدت ازم بیخبر باشه🥺
چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم *مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم*طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری*غلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم