همش به گذشته فکر میکنم میگم ای کاش یک سال پیش به شوهرم جواب مثبت نداده بودم و هرگز جوابش رو نمیدادم
الانم ازدواج کردم از آینده میترسم نمیدونم چی میخواد بشه.اولویت شوهرم من نیستم خانوادش هستن
با خودم میگم اگه بخوام بچه دار بشم نگرانی و اضطرابم هزار برابر میشه.به چه دردی میخوره این زندگی؟
تک و تنها اومدم تو شهر غریب با کسی زندگی میکنم که حسی بهش ندارم
هیچ کسی رو هم ندارم باهاش حرف بزنم خانوادمون نمیخوام نگران کنم
مطمئنم افسرده شدم ولی نمیدونم چه مشکلات روحی دیگه ای هم اومده سراغم...