ما که تقریبا 1 ماه قبلش جهازمو چیدم رفتم سره خونم
طفلک مامانم همه کارای تالارو کرد
از صبحشم آرایشگاه بودم با مامانم خانومه تازه ساعت 10 اومد عوضی گفت سرتو نشستی؟! منم گفتم نه چرا باید الان بشورم حموم رفتم تمیزم گفت نه حتما باید الان بشوری 2 ساعت فقط سرمو شست تا منو آرایش کرد موهامو خشک کرد خیلی دیر شد ناهارم بزور خوردم
بعدشم که تموم شد رفتم خونه با شوهرم انقدررر خسته بودیم که چی بعد مامانم و داداشم اومدن خونمون تا 2 تقریبا موندن بعدش رفتن دیگه منم لباس عوض کردم بعدش گرفتیم تا ظهر تقریبا خوابیدیم