این مدت واقعا اونقدر صداهای اطرافم زیاد بوده و اونقدر دورم شلوغ بوده که دیگه تحملش سخته
بخاطر همین هرروز نیم ساعت جلوتر میرم سرکارم و در کلاس رو میبندم پنجره هارو میبندم تا یکم سکوت باشه و آرامش بگیرم
خونه میام صدای زیاد،سرکار فاجعه،بیرون شلوغ
دوست دارم برم جنگل هیچ صدایی نباشه آتش روشن کنم و بشینم کنار آتش و ساعت ها زل بزنم به منظره روبروم نه کسی صدام کنه نه نیازباشه با کسی صحبت کنم،تو سرم پره صداعه
زمان استراحتم ندارم تو کل هفته فقط پنجشنبه ها تعطیلم که همونم مهمون داریم و بازهم زمان استراحت ندارم
جای من بودید چیکار میکردید...