خيلي دلم براي بابام يتنگ شده وقتي ميبينم همه ي دوستام بابا دارن من ندارم اتيش ميگيرم وقتي ميبينم پدري قربون صدقه ي دخترش ميره حسودي ميكنم و حسرت روزا خوبي كه داشتمو ميخورم سني نداشتم كه يتيم شدم ١٦سالم بود الان چهارسال بابام تنهامون گذاشته خيلي دلتنگتم باباي مهربونم