سنم بالای سی هستش و سالهاست خواستگار ندارم
کلی مشکل خونوادگی دارم و انقد تو این سالها کار کردم عین یه مرد که دیگه حس میکنم ظرافت زنونه برام نمونده نیاز جنسیمم به کل به صفر رسیده
انقد مستقل شدم که واقعا اگه بفهمم قراره بمیرم خودم با پای خودم میرم قبرستون تا باعث زحمت کسی نباشم
تموم اطرافیانم رفتن سر زندگیشون جز من
خستم از این حس بد
تو فامیل بهم میگن دختر ترشیده در حالی که بخدا تعریف از خود نباشه من از نظر قیافه از دخترای همشون سرترم
تنها چیزی که به فکرم میرسه اینه که برم بخت گشایی چیزی برا خودم بگیرم شاید بختم باز بشه منم یه نفس راحت بکشم