صبح با شوهرم دیر از خواب پاشدیم
برای صبحانه شیره انگور و پودر کاکائو و ارده و گردو با یه چایی دارچین حسابی خوردم و جون گرفتم سریع رفتم سراغ ناهار
شوهرمم نشست پای ساز و منو برد به یه دنیای دیگه
سعی کردم فضای خونه شاد باشه
همینکه شوهرم رفت سرکار زنگ زدم به مامانم و یه دل سیر گریه کردم ک چرا من نه باردار میشم نه پریود منکه همه آزمایشای هورمونیم عالی بودن
مامانم یکم دلداریم داد ارومم کردم ولی من هنوز سنگین و ناراحتم 🥺🥺🥺
بمونه به یادگاری تا روزی که بیام بگم که من مامان شدم 🥺🥺🥺
برام دعا کنید 🌹🌹🌹