بهونس بخدا .حرف دیروزش رو امروز یادش میره . یه روز میگه همه لباسای داخل کشوتو بریز بیرون بشور دوبباره تا کن بزار داخل کشو . میان کاری که گفت و انجام میدم فرداش میاد میگه چرا اینکارو کردی و دعوا را میندازه .
یک روز درمیون ناهار و شام درست کردن با من هست . تمیز کاری هم درحد جارو برقی و جارو کمک میکنم