تقرین بابام تعریف میکردم قدیم مدیما توی شهر ما اصن کسی برای زمین پول نمیداد میگفتن هر کی ی زمینو اباد کنه ینی خونه ای انباری چیزی بسازه برای اونه
ما گرگانیم بعد گذشت و گذشت همین رویه ادامه میدادن حتی کسایی ک کوه ویلا دارن هیچکدومشون پول ندادن برای زمینش
بعد هرج و مرج شد ما گرگانیم بین بومی ها و مهاجرا
مهاجرا اباد میکردن میگرفتن برای خودشون کلی دعوا و درگیری و خون و خونریزی شده بوده این داستانی که میگم بابام میگ مال دهه سی چهل زمان پدربزرگم اینجوری بوده