اولین باری که صحبت کردیم چقدر سوتی دادم 😅 شبش تا صبح بیدار بودم و از استرس دندونام میخورد به هم :) نزدیک شد نزدیک شدم دور شد دور شدم تکرار پشت تکرار تا یه جا من موندم و اون بود که میرفت و میاومد ! نمیخوام بفهمه واسم مهمه :) تو این سه سال آخر زندگیم سرویس شدم تا غرورم رو جمع و جور کردم :) جوری رفتار کردم که فکر نکنه رو پیاماش دقت می کنم :) در حالی که هر ویسش رو ده بار گوش میدم :) فقط گوش میدم نمیفهمم چی میگه 😅 ولی دیگه خستهام ! هیچ وقت عشق رو گدایی نکردم و نمی کنم :)