یه لحظه رفتم پیش پدر و مادرم بشینم
نمیدونم سرچی من هی لبخند میزدم، یه چیزی گفته بودن هی یادم میومد
گیر داده به من بابام
هی میگه چرا با خودت میخندی چرا فلانی چرا بهمانی
هیچکس درکم نمیکنه تو زندگی
دعوا راه انداخت باهام که چرا میخندی، بعد بغضم ترکید گفتم چیکار کنم گریه کنم؟ اومد منو زد...💔
حتما چیزی هست که شخصیه نمیتونم اون لحظه بگم
خب لبخند زدم تو جمع خانواده چه اشکالی داره
تو خیابون و جای عمومی که نخندیدم
چه غلطی کنم خیلی حالم بده
فکر ازدواجم ولی کیس مناسبم رو پیدا نکردم دعا کنید زندگیم درست بشه یه آدم خیلی خوب انتخاب کنم
چیکار کنم دیگه خسته شدم با این سن کمم🤦🏻♀️💔💔