دلیلش چیه حتما یه موضوع مهمی هست
اما ازدواج اولم هی میگفتم باید جدابشم اما من دلیلم این بود بهم روز اول دروغ گفته بودن
روز خواستگاری خانوادش گفتن ما خونه میخریم جهازتو توی خونه خودت بچین روزعروسیم یه ماشین به عنوان کادو بهت میدیم شغل پسرمونم همه چی اوکیه براش مغازه میزنیم فلان
نه خونه خریدن نه ماشین نه مغازه
یهو بعد عروسی هی میگفتن بابات باید برات مغازه بخره خونه بخر خرجی بده
منم یروز جمع کردم رفتم خونه بابام گفتم من دیگه پامو اونجا نمیزارم
وخیلی شیک با بخشش مهریه طلاقم داد حتی ذره ای تلاش هم ندیدم برای نگه داشتنم