دوس پسرم نخاست بامن باشه منم بیخیالش شدم اول میخاستم واسش دعا بگیرم برگرده بعد نظرم عوض شد گفتم اگه برگرده هم برگشتنش طبیعی نیس و بعد از یه مدت تاثیر دعا از بین میره من نمیتونم اونو به زور مال خودم کنم و محبتی رو که همیشه در انتظارش بودم ازش گدایی کنم
تصمیم گرفتم باخدا یه معامله ای بکنم اونم اینکه از این به بعد کارای خیر کنم و هرکاری که در توانم بود بکنم و آدم خوبی باشم تا یه شوهر خوب گیرم بیاد و یه پسری عاشقم بشه و خودش بیاد دنبالم