دوستم خدا كمكت كنه دركت ميكنم خيلي سخته
ولي يه چيزي بگم ببين من هيچ جا نديدم زن اوايل زندگي به شوهرش مسلط باشه خودم زنم و ١٤ساله كه ازدواج كردم خدا شاهده شايد ٤سالي باشه كه تونستم اختيار زندگي رو بدست بيارم منم تو زمان نامزديم مادر همسرم خيلي كارا ميكرد تا من بهم بزنم و برن دختر خواهرشو بگيره چون من انتخاب پدر شوهرم بودم،ولي نتونست چون من از خيلي چيزا كوتاه اومدم چون شوهرمو دوست داشتم با اين كه اونم به حرف مادرش بود و الان هم راضي هستم كه زندگيمو دست اهداف مادرشوهر ندادم
حالا الانم شما يه واسطه بفرست كه بره مثلا عموتون يا عموي اون و يه واسطه اونو بياره تا مشكلتونو حل كنه بعد كه با واسطه راضي شد بياد اونوقت شماهم بگيد بايد جفتمون پيش مشاور بريم ببينيم مشكل از كيه حلش كنيم چون يه عمر قرار باهم زندگي كنيم
يه فرصت ديگه به خودت بده مجبور بشه با واسطه بياد اونوقت از مشاور كاربلد بخواه تست شخصيت ازتون بگيره و علت اينكه پياماتونو ميخونده رو از زير زبونش بكشه بيرون اگه فقط كنجكاوي باشه چشم پوشي كن ازش ولي اگر فهميدين بد دله و شكاكه اونوقت ميتوني تصميم بگيري چكاركنه
انشالا همسرت هم از خر شيطون مياد پايين شايد از واسطه خجالت بكشن و با خانوادش بيان براي حل مشكلتون