نمیخوام پز بدمااااا اصلا
من تو ی فروشگا کار میکنم ک پرسنلاش زیاد ب خودسون نمیرسن مثلا سنسون تقریبا بالاهست
حتی صاب کارم ب بقیه فروشنده هاش گفته بود ک خداروشکر یکی اینحا اومد ک ب سرو وضعش میرسه و امروزیه مشتری ها حذبش میشن
بخاطر همین بعضی از همکارامباهام خوب نیستن بخاطر این حرف صابکارم
البته بگم چون اینا منو اذیت میکردن صاب کارم این حرفو بعشون زد تا بسوزونتشون
مثلا من شیفتن شرو میشه میرم جای اونیکی همکارم وایمیسم تا بره مثلا سوهرش میاد دنبالش قشنگ باهام سلامعلیک میکنه ولی خوده این همکارم نه اگه هم سلام کته فقط در خد سلام
انردز بارون بود ثورتم خیس شدع بود رفتم پیش اون میزی ک شوهرش اونحا بود بهش گفتم ببخسید اقا میشه ازونجا دستنالو بهم بدین
مرده هن گفت بله ختما من بدحا وایسادم بفرمایید من الان میرم شما راحت باشین
بعد همکترم گفت ک دستمال اونجا هسا ک واسه جی اینجا اومدی میخوای برداری
نمیدونم شاید دارم قضاوت میکنم ولی از برهوردش ی جی دستگیرم شد اینم این بود ک زنه اصلا دوس نداره ب سوهرش نزدیک شم
بخدا دارم پز نمیدم چون س کم هوشگلمو ب خودم میرسم بخاطر همین باسه
چون زنه چش دیدن منو تقریبا نداره
نمیدونمب نظر شما جی