خواهرم ۱۲سالشه کلا همیشه تو خونست جایی نمیزاریم بره خیلی خیلی بچست اصلا ببینی رفتارشو فکر نمیکنی ۱۲سالشه هنوز خیلیی بچه تره همیشه چون کوچیکه بود بهش میرسیدیم هواشو داشتیم تو ناز نعمت بزرگ شد
اومد گفت میزاری روبیکا نصب کنم منه خر مثلا من خواهربزرگترشونم گفتم حالا ک اجازه گرفته منعش نکنم گفتم اره از اولم باهاش شرط بستم نکنه تو روبینو کسی بهت پیام بده قبول کنی گفت نه هرچیم شد میام به خودت میگم گفتم باشه چکشم میکردم هرازگاهی ولی نه بگم بیا چکت کنم میگفتم گوشیتو بده مثلا به بهانه یه زنگی چیزی من خودم معلمم درس روانشناسی هم خوندم با بچه ها سرکار داشتم یه دوهفتس بهش شک کردم حس کردم یجوری شده اروم شده گوشه گیر شده یا وقتی میرفت مدرسه میدیدم گوشیشو میزاره یجایی و میره😐امشب گفتم گوشیتوبده یهو هول شد دادش ولی دستش یخ بود رفتم دیدم اسم پسرو دختر سیو کرده😭😭کی یاد گرفت ایناروووو پسررو از همجا بلاک کردم دیدم با یه اکانت پیام داد تهدیدش کردم وای هردوشون بچه مدرسه ای پسره میگه من خودت دل نداری من دوسش دارم😐گفتم برو مشقاتو بنویس
دیشب خواهرم بهم گفت ک نازنین دوستشه بهم میگه تو به این قشنگی چرا دوس پسر نداشتی کلی با زبون خوش باهاش حرف زدم ولی حس کردم اینو نازنین نگفته بهش
روبیکاشو دلیت میزنم گوشیشم باید جمع کنه
کلی با بچه های خودم تو مدرسه صحبت میکردم ولی الان خواهر خودمو نتونم کنترل کنم الان مجازیه پس فردا میره حضوری تو شهر خودمون
چیکار کنم الان اینگار هیچی بلد نیستم😭😭😭
کاش اینقد با اختلاف سنی بچه نیاریم 😏که اینطوری بشه حس میکنم مقصر منم که ازدواج کردم اینم هوایی شده
۱۵سال اختلاف سنی ۱۲ سال اختلاف سنی با اون یکی بچه خیلیه🙂