خواستگار ندارم 29 سالمه و برادرمم نا امیده اونم 28 سالشه پدرم فوت شده مادرمم سنش بالاست ، کلی دشمن و حسود داریم دورو برمون، هیچ پسری هم از من خوشش نیامد اگر به کسی نزدیک شم پشتم حرف میزنن که این فلانه بیساله ... اما برای خواستگاری من و به چشم یک کیس نمیبینن ، تحصیل کردم ، دایی ها و عمو ک عمه های درست حسابی ندلرم عملا خاتواده درستی ندارم همشون دشمن و بیکلاس و بی سوادن ، همشهری هامونم به حاطر اینکه دایی و عموم معتاد و مشروب خور بودن ، ما رو هم مثله اونا بی سواد میبینن ، یک جوری بی احترامی میکنن که نکم براتون ، من خودم چهرم بد نیست اما یک دونه خواستگار هم نداشتم ، سرکار هم نمیتونم برم چون شهرمون کوچیکه همه همکارام مسخرم میکنن ، عملا با فوق لیسانس بی پول بی شوهر موندم ط خونه ... چی کار کنم بنظرتون؟؟ هر جا هم میرم اگر مردم شهربشناسنمم بیرونم میکنن یا کلا مسخره یا بیمحلی میکنن، بنظرتون چی کارکنم؟ خیلی دوست دارم برم سر زندگیم اما کسی من و لایق خودش ندید:\ حتی یک نفر! همش میگم کاش بمیرم راحت شم ...پسری هم به دلم نمینشینه ، از کسی خوشم نمیاد همش حس میکنم اینم مثله بقیه آدم هایی که قبلا تجربه داشتم که یا تهمت میزنن یا مسخره میکنن یا از دایی و عموم میکن ، یا من و هرگز انتخاب نخواهد کرد ، خیلی عصبی ام ، مردم شهر بدی دارم ، همسایه های بدی دارم فامیل ها بدتر از اون دارم ، شما باشید چی کار میکنی؟ داره سنم بالا میره چی کار کنم؟
اره میرن اما بشرطی که دختر پاکی بوده باشه و گذشتش پاک و صداقت داشته باشه
من گذشتم پاکه اما این مردم شهر پشتم الکی چرت و پرت گفتن :| اصلا نگم وقتی میشنوم خودم میمونم خدا ازشون نگذره، کلا دشمن زیاد داریم خیلی دروغ میکن پشتمون بنظرت چی کار کنم،؟
بیخیال باش این مردم اگه راه راستم بری پشتت حرف میزنماگه گذشتت پاکه پس حرف مردم نباید برات اهمیت داشت ...
الان چی کار کنم؟ بیخیال باشم که فایده نداره رو کیفیت زتدگیم تاثیر کذاشته کسی برام نیامده حتی یک نفر ، ط ک میگی هم خودم میرم خواستگاری همیچین دختری هم دوستام ، پس چرا هیچ مردی نیامد برام؟ ا ببین اگر کسی ازم خوشش بیاد اینا هم دست میشن برام میزنن چی کار کنم؟