بچه ها من تازه دیپلم گرفتم و امسالو نشد برم دانشگاه به مامانم قبلا گفته بودم کار خوب واسم دیدی بگو برم سرکار. اینم به خالم گفته حالا این گذشت و من پریروز خواب بودم ساعت ده مامانم از خواب بیدارم کرد که موسسه فلان مربی مهد کم سن میخواد برو واسه مصاحبه منتظرن، منم بدو بدو رفتم یکم حرف زدیم میگن برو سر کلاس بچه ها اومدن مونده بودم چیکار کنم هیچی بلد نبودم نه کتابی چیزی میگن برو سوره یاد بده مامانا ام سر کلاس اومدن نشستن واسه جلسه اول اونطور که باید نبودم طبیعیتا اصلا تجربه کاری ام تداشتم یهو بشم مربی اصن مونده بودم چی یاد بدم چن بار سوره کوثر خوندم گفتم تکرار کنین گفتم بشینین نقاشی بکشین و کمک شون کردم حالا اومدم بیرون مدیر میگه روز بعدی ببرشون با مامانا پارک رنگارو یادشون بده من دوست ندارم برم اصن جلو مامانا معذبم از طرفی ام گفت کلاست با انرژی تر باشه و انقد یجوری شدم بهم حق بدین شما بودین جای من چجوری میبودین از خداب بیدارتون کنن بگن مربی شدی برو سرکلاس. حالا امروز میخوام بگم نریم پارک تو کلاس خوبه و مامانا نیان از طرفی چون میدونه کم سن و بی تجربه ام روم نمیشه بگم میخوام امروز بهشون کار دستی یاد بدم و یه شعر پاییزی نمیدونم چجوری برم سر کلاس با انرژی باشم و چجوری شروع کنم میشه راهنماییم کنیدددد لطفااااا
یجوری کلاس خلاقیته نه مهد یه موسسه معمولیه که شهریه خیلی کم گرفته از بچه ها نگید چرا تورو کردن مربی مهد..
به خودمم گفتن ساعتی ۵۰ تومن میدن