خلاصه بگم تو عقدیم(شهرستانم و اون تهران ۶ ساعت راهه)
نوبت دندون دارم میگم میام میمونم یه هفته میگه نه ده روز گیر کردم از این ور کلی کاردارم خانواده م نمیزارن داره بهم فشار روانی وارد میکنه میگه اگه اینجوریه کنسل کن نیا کلا دیگه گریه م دراومده از بس و
بی درکه یه کوچولو حتی منو در ک نمیکنه اصلا میرم تهران به زور منو میفرسته شهرمون از این ور خانواده م گیر میدن
هیچ وقت تو عمرش منو درک نکرده هیچ وقت همیشه منم که اونو درک میکنم خسته شدم