هیچی
به مادرشوهر و پدرشوهر گفتم ظاهرا با من همدردی کردن
ولی تهش گفتند جاریت ساده است
بی عقله و...
کلا به هیچ جاشون نبود
به برادرشوهر گفتن گفت اون بلد نی به کسی زنگ بزنه
یعنی اگه وویس هم میفرستادم میگفت تقلبی
همه سر زیر برف
سپردم به خدا
و کلا بیخیال شم
روزی هزار بار به خودم گفتم به خاطر بچه هام موندم
الان با دارو سرپام