منم دیدم. شوهرم با دختر خاله ش. در حد چت بگو بخند و شوخی و جوک خاک برسری واسه هم فرستاده بودن.
شوهرم زیربار نمیرفت گفت چیزی نبوده فقط مسخره بازی و شوخی بوده.بعد از کلی جار وجنجال و دعوا قبول کرد اشتباه کرده و گفت دیگه ادامه نمیدم. ولی از نظر من داشتن زمینه سازی میکردن اگه زود نمیفهمیدم حتما کار به اونجاها هم میکشید.
چندماهه چکش میکنم دیگه ندیدم چت کنه اگرم میکنه من ندیدم.
ولی خیلی داغونم. الان 5 ماه گذشته. 5 ماه که میتونست بهترین روزای زندگیمون باشه.
به خواهرش گفتم گفت اون دخترخالم خیلی پرروئه از اولشم چشمش دنبال داداشای من بوده ماهم گفتیم بریم خواستگاری ولی داداشام خوششون نمیومده گفتن دختر پرروییه.
شوهرم ظاهرا دیگه باهاش ارتباطی نداره ولی من ته دلم ازش سردم از اون دختره هم نفرت دارم و حسرت میخورم چراذاشتم قصر دربره و یه درس درست حسابی بهش ندادم حداقل تهدیدش میکردم که به شوهرش میگم.