+این صرفا یک دلنوشته س🫠
چرااااا
چرا انقدر لباساش بهش میاد؟
چرا همیشه مثل دسته گله؟
دیرم میاد بازم آرومه
بازم متینه
کلاس صبح چقدرررر منتظر بودم بیاد نیومد
سر کلاس دوم نیم ساعت دیر اومد. خیلی پکر بودم. یهو دیدم اومد. بدنم خالی کرد. خستگی روز با دیدنش ترکیب شد و شد یه حالی که هم خوشحال بودم هم ناراحت
الانم همینم
هم خسته
هم بدن خالی کرده
هم ذوق دیدنش و در عین حال کنترلش
جوری که بعدا که از کنارم رد شد چون تو آنتراک بهش سلام داده بودم دیگه این سری فقط گذرا نگاهش کردم و رومو کردم اونور که لو نرم چقدرررر مشتاقم. کاملا جدی و جوری که انگار برام مهم نیست
درحالیکه بعد از سلام دستام میلرزید ولی نذاشتم کسی متوجه بشه و یه چهره خنثی رو میبینن بقیه.
هعیییی
الانم داره بارون میاد
هوا ابریه و بارونی و خنک و باد میاد
قشنگگگ مناسب پیاده رویه
بوی بارون همه
اگر پسر بودم میرفتم تو محوطه و قدم میزدم و اصلا برام مهم نبود خیس بشم
ولی خب نمیشه و باز کلاس دارم یه ۴۵ دقیقه دیگه