آقا یه خانومه اومده واحد بغل ما رو خریده داده به عروسشو پسرش که بشینن دیروز همین خانم صاحبخونه خونه عروسش بود پاشو از در گذاشت بیرون به من زنگ زد میشه برای عروسم دو تا کیک و شیر کاکائو بخری من دیگه نمیتونم برم با اینکه صداشو داشتم از تو پارکینگ میشنیدم من نمیدونم خودش کجه نمیتونه بره یا عروسش
چقدر یه آدم میتونه پررو و وقیح باشه