داره پیر میشه 36سالشه .خیلی جوش و حرصیه . موهاش داره سفید میشه. پدر و مادرش خیلی ایراد گیرن.اینم هیچی نمیگه همش میخواد کاری کنه که پدر ش و مادرش چیزی نگن .الان آمدیم شهر دورتر ازشون راضی شدم از خانواده م دور باشم بخاطر رفتارهای منفی پدر شوهر و مادر شوهرم .
ولی الان خونه خریدیم همش میگه چکار کنم اتاقا کوچیکه چکار کنم خیابون فلانه.بزای من اصلا مهم نیست من مطمینم داره فکر میکنه پدر پ مادرش بیان اینجا یک چیزی میگن. خیلی غصه میخوره