من قشنگ گهواره مانند داشتم تکون میخوردم خیلی هم طول کشید ولی چون مریض بودم ظهرشم زنگ زده بودم اومده بودن دانشگاه دنبالم فکرکردم داره سرم گیج میره دارم ازحال میرم داشتم ذکرمیگفتم یهو دخترخالم دادزد نمیبینین زلزلس منم نگاه لوسترهاکردم دیدم دارن میرن اینور اونور بدجور تکون میخوردن حالا جالب اینجاست وقتای دیگه من الکی تکون میخورم زود چراغ رو نگاه میکنم زلزله نباشه دیروز چیزی به اسم زلزله تو ذهنم نمیومد.من تبریزم وقتی لوسترهارو نگاه کردم و به حرکات گهواره ای که داشتم فکرکردم گفتم حتما که مرکز زلزله خود تبریز هست خیلی تعجب کردم اینقدر دور بود و اینقدر زیاد حس شد البته من چون درازکشیده بودم شدید بود مامانم وخالم سرپا بودن حس نکردن