من ازدواج کردم یک ماهه عقد کردم
پریشب مجلس نامزدیم بود دوستامو دعوت کردم هیچکدوم نیومدن
از یه هفته قبل گفتم بهشون ولی نیومدن ... مجرد که بودم با یکی رل بودم به قول خودش واسم میمرد ببخشید ادعای دوست داشتنش ک...ون خرو پاره میکرد هی عزیزم و عشقم و اینا ... تهش بهم گفت ج...ده ای!!! گفت من یه دختر واسه پسر داییم جور کردم باهم رفتن اسپانیا( فک نمیکنم راست باشه) میگفت کاش خودم با اون دختره رل میزدم تو رو مچسبوندم به پسر دایی لاشیم!!! یا یه سری تو دعوامون بهم گفت دوست دختر پسر خاله ام واسش آیفون خریده اون وقت پسر خاله ام ازش میناله میگه بده!!! یا وقتی ازدواج کردم گفت دوست دختر رفیق من ۶ ساله باهاشه تازه منت رفیقمو میکشه که بیاد بگیرتش!!! نمیدونم یه عده چیکار میکنن هم رفیق پایه و مهربون گیر شون میاد هم همه دوسشون دارن
با اینکه الان ازدواج کردم و شوهرم هرچی میخوام واسم فراهم میکنه اما حرف های اون پسره ی بی همه چیز دوزاری هنوز رو دلم مونده...