2777
2789
عنوان

مامانهای شما هم اینطورین

69 بازدید | 1 پست

اومد گفت داشتم موهامو با سشوار خشک میکردم انقد فکرم مشغول بود به جای اینکه مثلا دکمه رو بزنم خاموش شه یه طور دیگه داشتم خاموش میکردم و خاموش نمیشد 

منم گفتم عیب نداره پیش میاد بعد رفت تو اتاق ادای منو در آورد و گفت اوج همدردیت اینه و فلان .. اونم شاید خیلی جدی نبود حرفش منم با لحنی ک مثل خنده و بد نبود گفتم چی بگم خب بگم مریض روانی بعد دیگه انقد ناراحت شد ک اره همون روانی من نباید اصن حرف بزنم منم گفتم خب وقتی یه چیز کوچیکه چرا من وانمود کنم ک بزرگه و .. هیچی دیگه رفت تو قهر فک کنم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز