دوستِ دخترم ی نامزد داره یساله با همن
میگه پسره خیلی باهاش گرمه
دختره با اینکه تپله میگه بیا بشین رو پام بیا بشین بقلم
والا دخترم حسرت اینو میخوره
نامزدش بهش میگه با بچه محلا و رفیقاتون ی گروه بزنید من اونجا جلوی همه پرچمتو ببرم بالا قربون صدقت برم جلو همه
والا منکه زن شوهر دار و بچه دارم به این دختره حسودیم شد 🙄
پسره بخاطر این دختره هر موقع از اردبیل بیاد تهران (مامان و باباش اردبیلن مادربزرگش تهرانه) اولین نفر میاد پیش این دختره این همه را تا خونه دختره
چجوری بعضیا انقدر پیشونی هاشون طالع داره؟