دقیق یادم نیس فقط یه هاله سیاه یادمه عین سایه
گاهیم شکل ادم میدیدمشون
مثلا مامانم میگ داستیم تو خیابون میرفتیم یهو من دستشو ول میکردم میرفتم از یه کوچه ی دیگ بعد میپرسید کجا میری میگفتم اون خانمه چادر سفیده ته کوچه داره صدام میزنه میگ بیا
حالا هیشکیم نبود تو اون کوچه🚶🏻♀️🚶🏻♀️🚶🏻♀️🚶🏻♀️