چون خودشونو دست بالا میگیرن
بابای من ی دختر عمو داره سه سال از من بزرگتره
روز عروسیش که اومدن از خونه پدری با دعای خیر بدرقش کنن فامیلای دوماد هی نگاه ب در و پنجره خونه انداختن نگاهاشون تحقیرآمیز بود آخه خونه خیلی قدیمی بود پدر عروس هم ب رحمت خدا رفته بود دیگه همونجوری موند آخرسر دیدم دارن پچ پچ میکنن گفتم والا خود داماد و خانوادش اومدن دخترو پسندیدن دارن میبرنش حرف و حدیثش واس شماها مونده
الان نمونش خودم هم خونه دارم هم ماشین با کسی ازدواج کردم که پدرش هنوز مستاجره شوهرمم ن خونه داره ن ماشین ینی باید بیام بگم مرده با اون همه سن و سال نتونسته برا خودش زندگی جمع کنه؟ مهم خوشبختی و اینکه خانواده همسرم آدم حسابین و آدم حسابی بودن مخصوص صرفا پولدارا نیست و باهام مثل دخترشون رفتار میکنن منم آدمی نیستم از بالا ب آدما نگاه کنم چی بگم والا هرچی قسمته اگه تو سرنوشت هم باشن هیشکی نمیتونه مانعشون بشه اگه هم قسمت نباشن با همین بهونه تراشیا میرن سراغ مورد بعدی انقد میچرخن تا کسیکه تو تقدیر برادرشوهرته پیدا شه