شب که میشه من خفه میشم
آرزو میکنم هیچوقت شب نشه تا من عذاب نکشم
شی که میشه انگار یکی دستاشو گذاشته رو گلوم فشار میده
انگار یکی اسلحه گذاشته رو سرم
دلم آشوبه
قلبم نا آرومه
افسردگی دارم قرص میخورم دیشبم آرامبخش زدم
هرروز به چشمم دارم پیشرفت بیماریمو میبینم
روانپزشک و تراپیست هم میرم..
نمیدونم دیگه چیکار کنم شب ک میشه دوس ندارم بخوابم میخوام بیدار بمونم تا صبح با یکی حرف بزنم چای بخورم
ولی نخوابم
شب ک میشه قلبم درد میگیره
توروخدا کمکم کنید
یکی کمکم کنه کاش یکی بود این بارو از رو دوشم برمیداشت