پسلام.امروز عموم از شهرستان اومده بود شهر ما بخاطر عیادت پدرم
من زنگ زدم که شب بیا پیش ما
از قضا با پدر شوهرم که دوسته رفته خونشون
اونجا گفته من شی دارم میرم خونه اینا شما هم بیاین
آقا من یه لحظه قاطی کردمچون من میخواستم قرمه سبزی که قبلا فریز کردم با برنج بزارم چون بچه کوچک دارم همیشه قرمهرفریز میکنم
مادرشوهرم زنگ زد که آره عموت گفت بیاین ماهم داریم میایم
یک لحظه هنگ کردم
من همیشه مهمون باید قبلش بهم خبر بده یهویی نمیتونم
اول داغ کردم زنگ زدم شوهرم که آره هم عموم هم مادرت نمیفهمن من دوتا بچه داره حالم خوب نیست نیان
مادرشوهرم عادت داره ساعت ۷ زنگ میزنه میگه شام اونجاییم
شوهرم گفت کباب میگیرم
نشستم فکر کردم دیدم ۱تومن حداقل باید پول کباب بده
گفتم قرمه که دارم برنج هم میزارم شامی هم درست کردم
با سبزی خوردن و ماست و ترشی و نوشابه آوردم خیلی خوب شد
انقدر عموم تعریف کرد
حالا هیچکدوم نمیدونستن قرمه سبزی فریزری بود البته برای دو روز قبلش
خلاصه با یک حرکت جلوی یک تومن خرج اضافه رو گرفتم
و اینکه اونا هم کلی برام سوغات آوردن
زيتون و ترشی و فندق