شوهرم رفته با یه شرکت قرارداد ببنده اسم فامیلشو ب منشی شرکت گفته
منشیش یه خانم جوان بوده
شوهرم فامیلیشو گفته
ما تو یه شهر کوچیکیم ( به عده از قوم ما فامیلیشون جهانبخشه80 درصدش.قومشو نگم بهتره )
بعد خانمه گفته عهههه شما فامیل شیرین جهانبخشی؟
شوهرمم گفته کیه؟
خانمه گفته اسم داداشش سامان هستش و فلان جا کار میکنه شوهرم گفته اره میشناسمش دختر عمومه 😐😐
در حالی ک دختره خاهر رفیق شوهرمه رفیق دور بگم بهتره
خانم منشی هم کلی تعریفشو کرده و گفته متینه و ال بله و هم کلاسیم بوده
این برای چند وقت پیشه شوهرم بهم نگفته بود
امروز داشت ب دوستش میگفت برو فلان شرکت (برای کاری) گفت راستی منشیش هم دوست شیرین خاهر سامانه
بعد حرف کش داد
بعد ک قط کرد گفتم تو از کجا میدونی ک یارو کیه چیه چیکارس؟
تو میری کار میکنی یا آمار مردمو دربیاری؟
چرا با منشی حرفو کشی دادی ک ب این مرحله برسه
(سه سال پیش ازش خیانت دیدم به همههههه چی حساس شدم دست خودم نبود و اینکه راحت ب دوستش گفت ک منشیه دوست شیرینه. میگم حالا دوستش فکر میکنه ک این چ صنمی با شیرین داره ک میدونه منشی شرکت دوستشه)
اونم ریلکس بود و حرفایی ک بالا توضیح دادم رو گفت
گفت تو دیوونه ای و فلان اون از فامیلیم فهمیده ک هم زبون اونم
دید من باور نمیکنم گفت چی میخایی بشنوی؟
اقا اصلا منم کلی تعریف شیرین خانم رو کردم و گفتم محترمه و رفتم با منشی هم خابیدم و......
اینو میخاستی بشنوی که شنیدی
سه ساعته دارم میگم جریان از این قرار بعد ول نمیکنی ک چرا امار مردم رو درمیاری
بغض کردم رفتم اتاق اومد منت کشی
گفتم حالم ازت بهم دست بهم نزن
رفت خابید
من حق نداشتم؟