کل محله جمع میشدیم دختر و پسر اندازه چهل نفر تو محله قایم باشک بازی میکردیم یا مثلا گرگم به هوا بازی میکردیم همسایمون برامون آش نذری خوشمزه میورد حتی یادمه یه شب چون بارون شدید بود. خونه همسایمون خوابیدم
زندگی کسی رو با کارهامون نابود نکنیم شاید سر خودمون اومد