۱ سال و اندیه متاهلم
تو شهر غریب دور از خانواده هستم
جز اقوام همسرم کسیو اینجا ندارم
دلم خیلی از خونه میگیره تازگیا از تنهایی...
دیپلم گرفتم ۱۹ سالمه حوصله ادامه تحصیل ندارم
با اینک قبلا درسم عالی بود ولی یسری اتفاق ها برام پیش اومد ک روحیم رو از دست دادم
احساس افسردگی میکنم
اینجا اکثر وقتا تنهام جایی ندارم برم
از اقوام همسرم فقط با پدرمادرش اونم هر از گاهی ارتباط دارم ک پیرن
بقیه اقوام همسرم سرد هستن و حتی زنگ نمیزنن(البته منم اقدامی نکردم چون باهاشون راحت نیستم)
دلم گرفته بود خواستم یکم درد دل کرده باشم اینجا😔