توشهرغریبم شوهرم ۸شب میره ۱۰شب می یادخونه ازصبح تاشب توخونم تنهام دلم همش میگیره انقدگریه میکنم چشام میسوزه الان همه می یان میگن باشگاه من تواقدامم فعلادکترگفته بعداقدام تحرک نداشته باش شوهرم باشریکش مغازه دارن ولی مشتری نیست اصلا اینم مجبوره بره اسنپ هیچ وقتی برامن نداره تازه ۱۰ماهه عروسی کردیم😔😔میترسم افسرده شم🥺🥺