یعنی ترس از دست دادن و نارو خوردن از اطرافیانش رو داشت،،و با محدود کردن من این حس ترسش رو کنترل می کرد.
اولش فکر می کردم خودش هم شاید اهل خیانت باشه که فکر می کنه من اینم بعد دیدم نه واقعاً نیست،،بدون این که من بخوام یا بگم بهش گوشیش و همه چیش بدون رمز بود،،حتی یک بار هم بهش شک نکردم ولی بعد دیدم یه حس ترسی داره نه تنها نسبت به من نسبت به همه همین بود حتی تو کارش هم همین بود.
این اخلاق علت داره باید ریشه یابی بشه.