وای فیلی به ارزم برسم خدا میدونه
فیلی میدونی چند شب پیش جه خوابی دیدم
دیدم تویک امام زاده هستم ولی عجیب بود ضریحش دیوار بود و اون پنجره داست به جای مربع بودن صریح فک کن فلز مشکب هست پنجره یه دیوار بود یه خانمی داست با یه تسبیحی ذکر میگفت من روم نمیشد تسبیح اونو بگیرم یه خانمی میدونست من گرفتارم رفت ازش گرفت و من یه تسبیح صلوات فرستادم چنان دستم رو به روی امام زاده برده بودم دعامکیردم برای حاجتم که نگو