شیوانا جان واقعا صحبتاتونو قبول دارم
من خودم یه نفری رو میخواستم و فک میکردم بهترینه اونم منو میخواست وبه هر دری میزدم که بهش برسم چون به نظرم یه آدم نماز خون وساده ای بود دیگه فک میکردم کامله برعکس از شوهرم بدم میومد چون به خودش میرسید واهل خوشی بود ونمازم نمیخوند😔
ولی هر کاری کردم گریه زاری ولی باوجود چن ماه نامزدی با طرف بازم بابام قبول نکرد و بهم خورد منم از رو شکست دیگه چون کسی و نمیخواستم به شوهرم جواب مثبت دادم.ولی وقتی کم کم گذشت دیدم چه آدم خوبیه چقد مهربونه چقد از هر لحاظ کامله درسته نمازش کم زیاد میشه یعنی بیشتر وقتا نمیخونه😔😔😔ولی همه کاراش خداییه این بود که عاشق ودیونش شدم😁😁😁
وای اینم بگم من همیشه از ده یاز ده سالگیم با خدا حرف میزدم و درد دل میکردم و همیشه کاری رو میکردم که خدا دوس داره.خلاصه همیشه خدا برام بهترین و نزدیک ترین بوده
پس از همه میخوام به خدا اعتماد داشته باشن در هر کاری