یکی بود که خیلی دوستم داشت همههه کاری میکرد تا بهم برسه.من اصلا بهش حسی نداشتم(با اینکه دست خودم نبود)و همیشه پسش میزدم.و دقیقا همینطوری پس زده شدم!
مثلا من یبار یه لیست خرید نوشته بودم اتفاقی اونو پیدا کرده بود تو جمعی،اونو تا سالها تو کیف پولش نگه داشته بود و میگف یه متن برام بنویس تا پیشم باشه.بعدهاا من برای آدمی که دوسش داشتم یه دفترررر پرر کردم از شعر و متن دادم بهش.پسش داد بهم!!!نمونه هاای خیلیی زیاد دیگه هم هست.دست خودم نبود که نمیخواستمش ولی خب یجورایی اذیتش کردم دیگه