به بابام میگه بیا هروز ۷ صبح پسرمو ببر مهدکوک بابام بهش گفته مگه من بیکارم ۷ صبح بیدار شم براش سرویس بگیر من پولشو میدم گفته پس نمیخام بابام گفته خب نخاه واقعا با چ رویی این حرفو زده بابام گفت خاستم فوشش بدم ولی باز هیچی بهش نگفته
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
والا بابای خوبی داری،من بودم کوفتم نمیدادم،چقدر پررو هستن بعضیا،بهش میگفتین"به جای زبونت پاهات کار کنه،خودت ببرش"هرووقت میخوان بچه میارن،بعد انگار بچه بقیه است،دیگران باید کاراشو انجام بدن،دمپایی در چنین مواقعی خیلی مفیده
مادرشو میرسونه اون مادرشه ن بابام با ۷۰ سال سن زنه ۴۰ ساله بهش دستور بده بیا ۷ صبح پسر منو ببر مدرسه ...
کلا خانواده شوهر همین هستند هر وقت نوه رو بخوان ببینند می گن بچه امون بیار ببینیم این از خون ماست، هر وقت بخوان یه کاری برای کمک انجام بدن می گت به ما چه یه بچه پس انداختند.