الهی خیر نبینن نمیدونم چرا سرشون نمیاد
مادرشوهر منم ب برادر شوهر بزرگم چندبار گف زنتو طلاق بده فلانیو بگیرم برات
جاری دومی طفلی شوهرش بهش خیانت جنسی کرده بود ب جاریم برگشت گفت لاید براش کم میذاری ب خودت نمیرسی
منو هم ک کلا از بیخ و بن نمیخان انواع توهینا اذیتا کرده، از دستش همیشه ی چشمم اشک ی چشمم خون
ولی تنها دخترش ک عزیزدردونه شون هست غرق در خوشبختی هست، همیشه تو عشق و حاله حتا ی ثانیه هم من ناراحتی تو چهره تو دخترشون ندیدم
نمیدونم پس کارما کجاست کی میخاد سرشون بیاد