سلام من همیشه حسرت اینو داشتم مثل بقیه شاغل بشم ولی الان چهارماهه شاغل شدم از زندگی افتادم نظم زندگیم بهم ریخته وقتی از سرکار میام انرژی برام نمی مونه ب خونه برسم ب درسام برسم... تازه میام خونه باید ب بچه و درسش برسم. چقد درونم خسته اس. مغزم خسته اس با اینکه شغلمو خیلی دوست دارم ولی بدنم کشش نداره
💔💔💔💔💔بهت گفتم چیا اذیتم میکنه و با همونا اذیتم کردی! 😊 اینکه یکیو بین زمین و هوا معلق بزاریم نه انسانیه نه شرافتمندانه ک با احساسش بازی کنی کلی دروغ ادم ها به اندازه کافی خستن ادم ها خسته ترشون میکنن خطرناک تر از انسان موجود دیگه ای رو کره زمین ندیدم😣 آدم از کسی ک دوسش داره حتی یه روزم نمیتونه بی خبر باشه بی خبری و بی تفاوتی یعنی از اولم برام مهم نبودی همه متوجه بی احترامی میشن فقط بعضی وقتا طرف انقد یکیو دوست داره ک هی بهش فرصت میده به امید اینکه درست میشه و هر بار بدتر میشه تا جایی دیگ کاملا ناامید میشه و میره و دیگ هیچ راهی نمیمونه و هیچیم درست نمیشه و مثل قبل نمیشه کاش بدونیم یکی کوتاه میاد خر نیست فقط از دوست داشتنه ولی خب یه وقتایی انگار هرچی تلاش کنی نمیشه بدترم میشه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
💔💔💔💔💔بهت گفتم چیا اذیتم میکنه و با همونا اذیتم کردی! 😊 اینکه یکیو بین زمین و هوا معلق بزاریم نه انسانیه نه شرافتمندانه ک با احساسش بازی کنی کلی دروغ ادم ها به اندازه کافی خستن ادم ها خسته ترشون میکنن خطرناک تر از انسان موجود دیگه ای رو کره زمین ندیدم😣 آدم از کسی ک دوسش داره حتی یه روزم نمیتونه بی خبر باشه بی خبری و بی تفاوتی یعنی از اولم برام مهم نبودی همه متوجه بی احترامی میشن فقط بعضی وقتا طرف انقد یکیو دوست داره ک هی بهش فرصت میده به امید اینکه درست میشه و هر بار بدتر میشه تا جایی دیگ کاملا ناامید میشه و میره و دیگ هیچ راهی نمیمونه و هیچیم درست نمیشه و مثل قبل نمیشه کاش بدونیم یکی کوتاه میاد خر نیست فقط از دوست داشتنه ولی خب یه وقتایی انگار هرچی تلاش کنی نمیشه بدترم میشه
من قبل از ازدواجم شاغل بودم،نامزدی هم هنوز میرفتم ولی همون اول گفتم من آدم کار نیستم،از من توقع نداشته باش و اومدم بیرون،هر روز خسته بودم،از ساعت ۱۲ ظهر به بعدا عملا کاراییم صفر بود،ساعت ۴ و پنج میزدم بیرون تا برسم له میشدم بعدم یه عالمه درس