2777
2789
عنوان

حسادت شوهرم

667 بازدید | 41 پست

سلام ماهردوازدواج دوممون من یه پسر۵ ساله دارم که خیلی وابسته من که واقعااین اشتباه بزرگی بودکه درحق پسرم کردم همسرم ۴۹سالشه بچه هاش بامادرشونن واقعابه پسرم حسادت میکنه مثلا وقتی یه کاری پسرم میکنه که کارخوبی وتشویقش میکنم همسرم میگه آره خوب ازش تشکرکن درصورتی که من ازهمسرمم خیلی تشکرمیکنم یاصبح پسرم میادبغل من دعواش میکنه میگه این مثل هووی من من چیکارکنم بین ایناگیرکردم به هربهانه ای به بچم گیرمیده رومبل نشین به کنترل دست نزن واسه پسرم خریدمیکنه خوراکی لباس امااین حسادتشوچیکارکنم

خدایاخودت به همه ی ماکمک کن

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بابای من که بابای خودمه وقتی مامانم یکم میاد نزدیکم میشه فوری حسودی میکنه باهام بدمیشه چه برسه ناپدری 

🩷سزاموئید=اصطلاح آناتومیکال برای استخوان های کنجدی بدن؛الهام گرفته از جثهٔ ریزنقشم(اردیبهشت 1403)|| من تنهاییام رو کشیدم،حسرتام رو خوردم،حس مضخرف ناکافی بودن رو بیشتر از هرکسی از نبودنات و نخواستنات تجربه کردم،فرصتام رو هم دادم،دیگه درست هم بشی و بیای سراغم منم که دیگه "نمیخوام".(29فروردین1404)||من تمام خاطراتی که حتی در ذهنم از تو داشتم را پاک کردم دیگر تمایلی برای فکرکردن به آنها ندارم، خاطرات خوبت حسرت و نفس عمیقی را در من زنده میکند و خاطرات بد ات نفرت و دل شکستگی را، هیچکدامشان را نمیخواهم یادآوری کنم، از تو برای من فقط یک حس به جا مانده، یک حس قدیمی و کمرنگ که گه گداری از دلم میگذرد... (10تیر 1404)|| فکرمیکردم از تو درمان شده ام، مثل مخدری که از خون بیرون میرود. خواستم بنویسم سم، دلم نیامد. هم آینده ای برایمان وجود ندارد و هم ترک عادت فکرکردن به تو برایم غیرممکن شده است. هم نمی‌خواهم برگردی و هم دلم برایت تنگ شده، نمی‌دانم اگر دوباره پیغامی از تو بگیرم چه حسی خواهم داشت(27 تیر 1404)|| پس از تو، دیگر پذیرش نبودن ها، رفتن ها و پذیرش اینکه انسان ها نا امید کننده اند برایم راحت تر است (16شهریور1404)|| از من انسان جدیدی ساخته شده،کمی بی عاطفه تر کمی قدرتمند تر، کمی اجتماعی تر، اما در حق مردم مهربان تر شده ام، هنوز اعتقاد دارم اعمال انسان به او برمیگردد، از نگاه به گذشته بدم می آید، گذشته برای من تمام شده(1 آذر 1404)|||

جلو اون پسر تو بغل نکن 

سعی کن کمکش کنی کم کم مستقل بشه 

برا خودشم خوبه 

تواضعی عزت بخش                                               به خدا تواضع کن و در برابر فرامینش مطیع باش تا زورگویان نتوانند تو را ذلیل و فرمانبردار خود کنند            ارزش هرفرد متناسب با فرمانده اوست 💕

دلم برا پسرت سوخت

اون حقشه تو مادریش

چقدر حیف که طلاق این مشکلاتم داره

همسرم میگه: تو زبونی با دوتا سیاره رنگی تو چشات🥺😍چیزایی که باید درمورد من بدونی:سپیده ام عاشق کتاب وقهوه 📚☕6ساله که متاهل و متعهدم به یه مرد خوشتیپ وجذاب که مهم ترین داشته ی زندگیمه 🖇❤️‍🔥از ادمای دروغگو متنفرم خیلی راحت ادما، رفتارا، و چیزای سمی رو از زندگیم حذف میکنم، هیچ وقت به بدترین ادم با چشم تحقیر نگاه نمیکنم و خودمو بالاتر نمیبینم واز کسی توقع ندارم تو زندگی🙃تویی که اینو می‌خونی، پوست لبتو نکن، قوز نکن، آب بخور، به اونی که رفته تکست نده، موهاتو شونه کن، مثبت فکر کن، حرص نخور، الکی تو نت نچرخ، هدفاتو و استعدادات چه کوچیک چه بزرگ مشخص کن و کم کم برو سمتشون، آهنگایی که باعث بد شدن حالت می شنو رد کن، خودتو دوست داشته باش، دوش آب سرد بگیر، به روزای گذشته فکر نکن و کیلومتر ها از چیزی و کسی که بهت احساس ناکافی بودن می‌ده فاصله بگیر عزیزم.بهت قول می دم همه چی خوب می‌شه.وخدایی نزدیک تر از رگ گردن 🕊❤️#سپیده🌾

وای بگردم فقط پسرتو💔

من خود بلای خویشم از خود کجا گریزم 💔 به جرم دوست داشتنت تنهایی عمیقی را به دوش میکشم آقای من، بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مولا جان💚 غروب غم انگیز تهران روز۱۴ تیر ۱۴۰۵ هیچ وقت فراموش نمیکنم😭🖤🚫 درخواست دوستی پذیرفته نمیشه🚫

کاش یا ازدواج نمیکردی یا اگر وضعیتش کنار بابای خودش بهتره میفرستادیش پیش باباش

پسرت نوجوونی سختی در پیش داره... 

🩷سزاموئید=اصطلاح آناتومیکال برای استخوان های کنجدی بدن؛الهام گرفته از جثهٔ ریزنقشم(اردیبهشت 1403)|| من تنهاییام رو کشیدم،حسرتام رو خوردم،حس مضخرف ناکافی بودن رو بیشتر از هرکسی از نبودنات و نخواستنات تجربه کردم،فرصتام رو هم دادم،دیگه درست هم بشی و بیای سراغم منم که دیگه "نمیخوام".(29فروردین1404)||من تمام خاطراتی که حتی در ذهنم از تو داشتم را پاک کردم دیگر تمایلی برای فکرکردن به آنها ندارم، خاطرات خوبت حسرت و نفس عمیقی را در من زنده میکند و خاطرات بد ات نفرت و دل شکستگی را، هیچکدامشان را نمیخواهم یادآوری کنم، از تو برای من فقط یک حس به جا مانده، یک حس قدیمی و کمرنگ که گه گداری از دلم میگذرد... (10تیر 1404)|| فکرمیکردم از تو درمان شده ام، مثل مخدری که از خون بیرون میرود. خواستم بنویسم سم، دلم نیامد. هم آینده ای برایمان وجود ندارد و هم ترک عادت فکرکردن به تو برایم غیرممکن شده است. هم نمی‌خواهم برگردی و هم دلم برایت تنگ شده، نمی‌دانم اگر دوباره پیغامی از تو بگیرم چه حسی خواهم داشت(27 تیر 1404)|| پس از تو، دیگر پذیرش نبودن ها، رفتن ها و پذیرش اینکه انسان ها نا امید کننده اند برایم راحت تر است (16شهریور1404)|| از من انسان جدیدی ساخته شده،کمی بی عاطفه تر کمی قدرتمند تر، کمی اجتماعی تر، اما در حق مردم مهربان تر شده ام، هنوز اعتقاد دارم اعمال انسان به او برمیگردد، از نگاه به گذشته بدم می آید، گذشته برای من تمام شده(1 آذر 1404)|||

 بهت حق میدم. من یه وقتایی دادشمو میارم خونه شوهرم خیلی بد رفتار میکنه دقیقا عین همسر شما میگه رو مبل نشین  به کنترل دست نزن  درست غذا بخور  و... 

با خودم میگم خداروشکر این داداشمه و بچه از ازداوج قبل نیست که شوهرم اینطوری میکنه 🫠🫠🫠

🔴یه قرص خوب برا چاق شدن بگید🔴خیلی لاغرم 😭😭😭   جمله ی چرا انقدر زود ازدواج کردی؟ به اندازه ی جمله ی چرا ازدواج نمیکنی؟ زشته! جمله ی سومین بچه رو میخواستی چیکار؟ به اندازه ی سوال چرا بچه دار نمیشی ناراحت کننده اس! به اسم روشنفکری در زندگی دیگران دخالت نکنید🙏 . اگه جوابت ندادم یعنی جواب ابلهان خاموشیت سکوت منو به حساب زرنگی خودت نذار اینجا یه سایت عمومیه اگه توو دنیای واقعی ببینمت جررررت میدم*.                               🛑🛑🛑 قرص گین آپ و ضرراتش   :  خب راستش من خیلی لاغرم وزن 40و قد 160 دم عروسیم خیلی دلم میخواست تپل شم یا حداقل صورتم یکم گونه داشته باشه رفتم گین آپ گرفتم خوردم کم کم تپل شدم و خیلی خوشگل شدم میخواستم فقط یه ماه بخورم که یه ماه خوردم و عروسیم یه ماه عقب افتاد و دوباره مجبور شدم ادامه بدم و دوباره عروسیم عقب افتاد و خلاصه سه ماه خوردم توو این سه ماه اشتهام خیلی زیاد شد و9 کیلویی چاق شدم و خیلی خیلی خوشگل شدم دوسه هفته قبل عروسیم یهو تمام بدنم مخصوصا صورتم پر جوش شد یه جوشا خیلی وحشتناک که هرچی محلول و اینا میزدم و قرص مصرف کردم گم نشدن خیلی خیلی عوارض بدی روم داشت یه عروس بودم با صورت پره جوش پریودام هر دو هفته یه بار شدن با خونریزی زیاد قرص ول کردم کل وزنم برگشت تمام بدنم پره ترک پوستی شد معده دردا شدیدی میگرفتم حس میکردم شکمم پره باده نفخ بدی گرفتم پا درد شدم خلاصه که همه این مریضی ها تا یه سال درگیر بودم تو رو خدا به هر قیمتی نخواه چاق شی اونم با قرص باور کن تمام قرص چاق ها هورمونی هستند با دستکاری کردن هورمون ها یه چاقی کاذب به آدم میدن و آدم پوکی استخوان میگیره که بدترین بیماری هاست اون موقع یکی از. آشناهام میگفت نخور من خوردم پوکی استخوان گرفتم استخون لگنم سیاه شده تا چندماه راه نمیتونستم برم با خودم گفتم من لاغرم دیگه آب از سرم گذشته بذار هر اتفاقی نیوفتاده بیوفته با اینکه خیلی لاغرم دیگه تن به قرص چاقی نمیدم به توبه کردن افتادم  🛑🛑🛑🛑🛑🛑🛑

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز