نامزدم عاشق دختر داییش بود ...
همش به اون تیکه مینداخت باهاش درد دل میکرد ...
دختره اهمیت نمیداد قهر میکرد
به دختره میگفت اگه معذرت خواهی کنی بگی دوست دارم برمیگردم دختره هم میگفت
دختره بهش مشکوک میشه رهاش میکنه
اینم ول کن دختر داییش نمیشه
و بهش میگه خودت عشق اول و آخرمی
اسمشو مینویسه رو دستش
بیرون قرار میزارن ... عشق بازی میکنن
چند سال این رابطه دووم میاره و قهر اشتی قهر اشتی
پسره اعتماد ۱۰۰ به دختر داییش داشت
زندگیشونو باهم تصور میکردن و خانواده ها هم در جریان بودن که پسره دختره رو میخواد
که دختره میره با رفیق پسره تو رابطه و عکساش دست به دست میشه و به پسر داییش میگه من از اول تورو نمیخاستم وگرنه قهر نمیکردم تو با بقیه بهم خیانت میکردی و با حرفای عاشقونت منو وابسته میکردی این عشق نبود
پسره هم کار دختره رو سر بچه بازیش میزاره و بازم دوستش داره اما به همه گفت که با دختره بوده(ابرو دختره رو برد)
و رفیق پسره هم دختره رو رها میکنه و به دختره میگه من تورو نمیخوام قصد ازدواج با تورو ندارم .
دختره بر میگرده سمت پسر عمش و میگه معذرت میخوام دوست دارم از لج تو اون کار کردم
پسره هم میگه ما هیچی بینمون نبود تو مثل خواهرم هستی به حرفام گوش ندادی نسبت بهت کینه ندارم ولی نمیشه باهم ازدواج کنیم ولی همیشه عشقم بودی و هستی و تو قلبمی تا ابد بعد دختره هم میگه اگه دوستم داری نرو ولی پسره میره
حالا پسره زمانی که با من بود با این دختر داییش هم بوده و اون موقه من کات کردم رفتم الان برگشته میخواد بیاد خاستگاری میگه اشتباه کردم تورو رها کردم فرصت بده جبران میکنم و از این چرت پرتا منکه واقعا از چشمم افتاد و حسی بهش ندارم . میگه بخاطر تو دست به هزار تا دعا زدم (دعا نویس دعا برگشت معشوق زد) که برگردی چطور منو رها کردی رفتی من هر شب بهت فکر میکردم اگه منو نمیخوای هم من اجازه نمیدم کسی بهت دست بزنه یا با من ازدواج میکنی یا تا ابد مثل من مجرد میمونی منم گفتم خاک تو سرت با دعا نویسات تو هیچی نیستی نمیخامت
ولی خیلییییییییییی گریه کردم من ساده رو بازی دادن هم خودش هم دختره حالا هم با پر رویی اینارو گفت و از خاطرات دوستیمون میگفت منم بهش توهین میکردم اونم میگفت دوست دارم جان مادرم .
رابطه شون رو هم از دختره و رفیقش فهمیدم خودش زد زیرش گفت من دختر داییم مثل خاهرمه اصلا فکر نکن چیزی بینمون بوده
پسره پولدار خیلی پولداره
و فقط مشکل همین رابطه اش با دختر داییش بود که رو مخ منه این حرکت و اگه دختره غریبه بود من بخاطر علاقم قبول میکردم اما فامیلن همو میبینن عشقشون دوباره زنده میشه این وسط هم بعد چند سال دوباره برمیگردن هم چون ی زمانی باهم بودن نظر شما چیه؟؟؟؟؟ ممکنه برگردن به هم بعد ها؟؟؟؟؟